Afleveringen

  • نوبت عاشقی – محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان و گروه عارف - اجرای دوم

    با سپاس فراوان از پوریا پورنیکی برای ارسال این نسخه از کنسرت

    نسخه‌ای که پیشتر منتشر کرده بودیم کامل نبود و در وسط آواز مجری رادیو به آلمانی صحبت میکرد

    نقاش کاور: مرجان کشانی

    آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

    تا برفتی ز برم صورت بی‌جان بودم

    نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند

    که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم

    بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب

    که نه در بادیه خار مغیلان بودم

    زنده می‌کرد مرا دم به دم امید وصال

    ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم

    به تولای تو در آتش محنت چو خلیل

    گوییا در چمن لاله و ریحان بودم

    تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح

    همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم

    سعدی از جور فراقت همه روز این می‌گفت

    عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

    *********

    گفتم آهن دلی کنم چندی

    ندهم دل به هیچ دلبندی

    وان که را دیده در جمال تو رفت

    هرگزش گوش نشنود پندی

    خاصه ما را که در ازل بوده‌ست

    با تو آمیزشی و پیوندی

    به دلت کز دلت به درنکنم

    سختتر زین مخواه سوگندی

    یک دم آخر حجاب یک سو نه

    تا برآساید آرزومندی

    کاشکی خاک بودمی در راه

    تا مگر سایه بر من افکندی

    چه کند بنده‌ای که از دل و جان

    نکند خدمت خداوندی

    سعدیا دور نیک نامی رفت

    نوبت عاشقی است یک چندی

    جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟

    نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

    آه که من دوش چه سان بوده‌ام!

    آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

    رشک برم کاش قبا بودمی

    چونک در آغوش قبا بوده‌ای

    زهره ندارم که بگویم ترا

    « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

    رنگ رخ خوب تو آخر گواست

    در حرم لطف خدا بوده‌ای

    آینه ای، رنگ تو عکس کسیست

    تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

     

  • ساقی و می - اجرای خصوصی در ابوعطا

    آواز:‌محمدرضا شجریان 

    تار: صابر نظرگاهی 

    نی: فردین لاهورپور 

    اجرای تهران سال ۱۳۸۶

    حالیا مصلحتِ وقت در آن می‌بینم

    که کشم رَخت به میخانه و خوش بنشینم

    جز صُراحی و کتابم نَبُوَد یار و ندیم

    تا حریفانِ دَغا را به جهان کم بینم

    بس که در خرقهٔ آلوده زدم لافِ صَلاح

    شرمسار از رخِ ساقی و مِیِ رنگینم

    جامِ مِی گیرم و از اهلِ ریا دور شَوَم

    یعنی از اهلِ جهان پاکدلی بُگزینم

    سر به آزادگی از خَلق برآرم چون سَرو

    گر دهد دست که دامن ز جهان دَرچینم

    بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

    که مکدر شود آیینه مهرآیینم

    سینهٔ تَنگِ من و بارِ غمِ او، هیهات

    مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم

  • Zijn er afleveringen die ontbreken?

    Klik hier om de feed te vernieuwen.

  • نفس یار

    اجرای خصوصی در شور - آمریکا به تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۷۱

    آواز: محمدرضا شجریان

    تار: فرهنگ شریف

    تنبک: رضا ترشیزی 

    ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار

    بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دل‌دار بیار

    نکته‌ای روح‌فَزا از دهنِ دوست بگو

    نامه‌ای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار

    تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام

    شَمِّه‌ای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار

    به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز

    بی‌غباری که پدید آید از اغیار بیار

    گَردی از ره‌گذرِ دوست به کوریِ رقیب

    بهرِ آسایش این دیدهٔ خون‌بار بیار

    خامی و ساده‌دلی شیوهٔ جانبازان نیست

    خبری از بَرِ آن دل‌بر عیّار بیار

    کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بی‌دوست

    عشوه‌ای زان لبِ شیرین شِکربار بیار

    برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز

    بر امید جامِ لعلت دُردی‌آشامم هنوز

    روز اول رفت دینم در سرِ زلفین تو

    تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز

    ساقیا یک جرعه‌ای زان آبِ آتش‌گون که من

    در میانِ پُختگانِ عشقِ او خامم هنوز

    در ازل داده‌ست ما را ساقیِ لعلِ لبت

    جرعهٔ جامی که من مَدهوشِ آن جامم هنوز

    ای که گفتی جان بده تا باشَدَت آرامِ جان

    جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز

  • گرد ره او

    اجرای خصوصی در بیات ترک

    آواز: محمدرضا #شجریان

    تار: فرهنگ #شریف

    تنبک: رضا #ترشیزی

    آمریکا، 17 نوامبر 1992 - ۲۶ آبان ۱۳۷۱ 

    اگر روم ز پِی‌اش فتنه‌ها برانگیزد

    ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

    این اثر توسط استاد فرهنگ شریف ضبط شده و در سال ۱۳۷۱ هنگام تور کنسرت‌های استاد شجریان در آمریکا در یک محفل خصوصی ضبط گردیده که برای اولین بار دیشب در کانال یوتیوب جناب سلمان سالک منتشر شده است.

    به دلیل نگه‌داری نامناسب در طول سالیان دراز، متاسفانه بخش‌هایی از نوار خراب شده و قابل احیا نمی‌باشد.

    این اثر توسط آقایان ریموند موسسیان و رامین مظاهری پالایش و مستر شده است. قسمت شور این اجرا را قبلا قرار داده بودیم.

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:

    Khosousi.com/?p=33824

  • بداهه‌نوای ویولن در چهارگاه

    حبیب‌الله بدیعی

    اجرای خصوصی در منزل دکتر - ۱۰ شهریور ۱۳۶۵

    این اجرا در ادامه‌ی همکاری‌های محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی در سال ۱۳۶۵ است. از تاریخ ۳۱ مرداد تا ۹ شهریور ۱۳۶۵، شش اجرای خصوصی در اختیار داریم که همگی در منزل جناب خادمی در آلمان ضبط شده‌اند.(۳۱ – ۲ – ۴ – ۷ – ۸ – ۹)

    اجرای چهارگاهِ پیشِ‌رو، مربوط به ۱۰ شهریور است؛ تک‌نوازی‌ای از جناب بدیعی که در آن، به رفتن شجریان اشاره می‌شود. گویا ایشان در این ایام به پاریس سفر کرده‌اند و در تاریخ‌های ۱۸ و ۱۹ شهریور، همراه با حسین عمومی دو اجرای خصوصی در آن‌جا ضبط می‌کنند.

    پس از این دو اجرا، ایشان دوباره به آلمان بازمی‌گردند و در منزل جناب خادمی چند اثر دیگر ضبط می‌کنند. با اطمینان می‌توان گفت یکی از این اجراها (گنج شایگان) در تاریخ احتمالی ۲۶ شهریور ۱۳۶۵ انجام شده است.

    همچنین در همان شب‌ها، در تاریخ ۲۷ شهریور، سیامک شجریان به همراه جناب بدیعی اجرایی در دستگاه سه‌گاه ضبط می‌کنند؛ گفته می‌شود دلیل نخواندن محمدرضا شجریان در آن شب، بیماری ایشان بوده است.

    دو اجرای دیگر نیز از منزل جناب خادمی در دست است که متأسفانه تاریخ ضبط آن‌ها مشخص نیست.( این اجرا و این اجرا)

  • محرم دل 

    اجرای خصوصی در سه گاه - سال ۱۳۶۱ 

    آواز: محمدرضا شجریان 

    نی: محمد موسوی 

    هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

    وآن که این کار ندانست در انکار بماند

    اگر از پرده برون شد دل من، عیب مکن!

    شُکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بماند

    صوفیان واسِتُدند از گرو مِی همه رَخْت

    خرقه ماست که در خانهٔ خَمّار بماند

    داشتم دَلقی و صد عیب مرا می‌پوشید

    خِرقهْ رهنِ مِی و مُطرب شد و زُنّار بماند

    هر می لعل کز آن دست بلورین سِتُدم

    آب حَسرَت شد و در چشم گُهربار بماند

    از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

    یادگاری که در این گنبد دَوّار بماند

    جز دل من کز اَزَل تا به ابد عاشق رفت

    جاودان کس نشنیدم که در کار بماند

    هر می لعل کز آن دست بلورین سِتُدم

    آب حَسرَت شد و در چشم گُهربار بماند

    ***********

    ما ز یاران چشم یاری داشتیم

    خود غلط بود آن چه می پنداشتیم

    تا درخت دوستی کی بر دهد

    حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

    گفت و گو آیین درویشی نبود

    ور نه با تو ماجراها داشتیم

    شیوه چشمت فریب جنگ داشت

    ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

    نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد

    جانب حرمت فرو نگذاشتیم

  • آوازهای سلیمان امیرقاسمی

    افشاری، چهارگاه، اصفهان، ماهور، سه‌گاه و شور

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:

    Khosousi.com/?p=33786

  • آوازهای سید محمد #طاهرزاده

    اجرای چهارگاه با سه تار حسن #کسایی

    اجرای دشتی با سه تار نورعلی #برومند

    اجرای بیات ترک با تار جلیل #شهناز

    به انتظار عیادت که دوست می‌آید

    خوش است بر دلِ رنجورِ عشق، بیماری

    سخن عشق تو هرگه که برآید به زبانم

    رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر نهانم

    گر چنین است که روی من مسکین گدا را

    به در غیر ببینی ز در خویش مرانم

    گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

    بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟

    بیش از این بد عهد و پیمانی مکن

    با سبکروحان گران جانی مکن

    غمزه را گو خون مشتاقان مریز

    خانه از آن توست ویرانی مکن

    گر کنی با دیگران جور و جفا

    با عبیدالله زاکانی مکن

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:

    Khosousi.com/?p=33774

  • تک‌نوازی تار در شور و سه‌گاه - اجراهایی از علی‌اکبر شهنازی 

    از آرشیو گلشن ابراهیمی 

    با سپاس از بهنود عزیز  

  • یادبود بنان 

    اجرای خصوصی

    هنگامه #اخوان

    علی #جهاندار

    کاوه #دیلمی

    قاسم رفعتی

    محمد #موسوی

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:

    Khosousi.com/?p=33751

  • ترانهٔ عشق

    آواز همایون

    خواننده: اکبر #گلپایگانی 

    سنتور: رضا #ورزنده

    ویولن: #اسدالله_ملک 

    تنبک: #جهانگیر_ملک 

    غزل آواز: هوشنگ #ابتهاج

    این اجرا شاید تنها آوازی از #گلپا باشد که با شعری از #سایه خوانده شده است.

    ای عشق، همه بهانه از توست

    من خامشم، این ترانه از توست

    آن بانگ بلند صبحگاهی 

    وین زمزمه شبانه، از توست

    من انده خویش را، ندانم

    این گریه بی بهانه، از توست

    آی آتش جان پاکبازان 

    در خرمن من زبانه، از توست

    کشتی مرا، چه بیم دریا؟

    طوفان، ز تو و کرانه از توست

    چون سایه، مرا ز خاک برگیر 

    کاینجا، سر و آستانه از توست

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:

    Khosousi.com/?p=33715

  • نوای بهاری - بداهه‌نوازی کمانچه از علی‌اصغر بهاری در نوا و ماهور 

    کمانچه: علی‌اصغر بهاری 

    تنبک: جهانگیر ملک 

  • افقِ خونین 

    خواننده: شهرام ناظری 

    آهنگساز: هوشنگ کامکار 

    شاعر: مشفق کاشانی 

    ارکستر سمفونیک تهران 

    اجرا: تیر ۱۳۶۲ 

  • دل غافل (گر نشد قسمتم )

    👆👆👆👆

    خواننده : زمان

    آهنگ : جواد لشگری

    شعر : رحیم معینی کرمانشاهی ❤️

    تنظیم : مسعود تدینی

    Instagram.com/zaman.musik

    Youtube:

    youtube.com/@zaman_music

    t.me/zaman_musik

    گر نشد قسمتم عیش و شادمانی

    سرخوشم با همین رنج زندگانی

    با من دیوانه این جهان بیگانه

    عمر من بی حاصل عشق من افسانه

    حسرتم جاودانه

    جانم ناتوان آهم بی اثر

    قلبم مهربان اشکم بی ثمر

    عمرم شد همه باطل

    داد از این دل غافل

    عمرم شد همه باطل

    داد از این دل غافل

    بزمی مستانه خواهم

    خلقی دیوانه خواهم

    تا کنم شکوه ی رنج هستی

    ای خوش آن بزم و آن شور مستی

    شمع صبحم جلوه ای ندارم

    بهتر سر بر خاموشی گذارم

    عمرم شد همه باطل

    داد از این دل غافل

    عمرم شد همه باطل

    وای از این دل غافل

  • کنسرت کپنهاگ

    هنر بداهه‌نوازی در ابوعطا و شوشتری

    تار سه تار و آواز: محمدرضا لطفی

    تنبک و دف: محمد قوی‌حلم

    عکس کاور از دانش سارویی

    رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند

    چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

    من ار چه در نظرِ یار خاک‌سار شدم

    رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

    چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را

    کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند

    چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟

    چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند

    سرودِ مجلسِ جمشید گفته‌اند این بود

    که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»

    غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه

    که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند

    توان‌گرا! دلِ درویشِ خود به دست آور

    که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند

    بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشته‌اند به زر

    که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»

    ز مهربانیِ جانان طمع مَبُر حافظ

    که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

    *******

    بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شود

    داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شود

    دیدهٔ عقل مست تو، چرخهٔ چرخ پست تو

    گوش طرب به دست تو، بی‌تو به سر نمی‌شود

    جان ز تو جوش می‌کند، دل ز تو نوش می‌کند

    عقل خروش می‌کند، بی‌تو به سر نمی‌شود

    *******

    بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست

    بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست

    بیارید به یک بار همه جان و جهان را

    به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده‌ست

    بر آن زشت بخندید که او ناز نماید

    بر آن یار بگریید که از عقل بریده‌ست

    همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد

    که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیده‌ست 

    *******

    ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید

    وز خون دل چون لاله ها رخساره ها گلگون کنید

    آمد یکی آتش سوار بیرون جهید از این حصار

    تا بر دمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید

    آن يوسفِ چون ماه را از چاهِ غم بيرون كشيد

    در كلبه‌ي احزان چرا اين ناله‌ي محزون كنيد

    دیوانه چون طغیان کند زنجیر زندان بشکند

    از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنی

    دیدم به خواب نیمه شب خورشید و مه را لب به لب

    تعبیر این خواب عجب ای صبح خیزان چون کنید

    نوري براي دوستان، دودي به چشم دشمنان

    من دل بر آتش مي‌نهم، اين هيمه را افزون كنيد

    *******

    چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد

    ور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَد

    چو ماهِ نو رَهِ بیچارگانِ نَظّاره

    زَنَد به گوشهٔ ابرو و در نقاب رود

    طریقِ عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

    بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

    گدایی درِ جانان به سلطنت مفروش

    کسی ز سایهٔ این در به آفتاب رود؟

    حجابِ راه تویی حافظ از میان برخیز

    خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

    *******

    مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

    ز بامی که برخاست مشکل نشیند

    غمت در نهان‌خانه دل نشنید

    به نازی که لیلی به محمل نشیند

    نوایی نوایی نوایی نوایی

    بنازم به بزم محبت که آنجا

    گدایی به شاهی مقابل نشیند

  • میل تماشا 

    اجرای خصوصی در افشاری 

    آواز: علی‌اصغر شاهزیدی 

    تار: جلیل شهناز 

    تنبک: کیومرث شهناز 

    اجرای این برنامه با تک‌نوازی تار جلیل شهناز آغاز می‌شود؛ او قطعه‌ی ماندگار “سلطان قلب‌ها” ساخته‌ی انوشیروان روحانی را می‌نوازد. 

    تصنیف از کفم رها در انتهای برنامه با صدای جناب محمد بطلانی اجرا می شود.

    از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر

    کو دلی را که سپارم به دلآرای دگر

    بهر مجنون تو این کوه و بیابان تنگ است

    بهر ما کوه دگر باید و صحرای دگر

    ما گدائی در دوست به شاهی ندهیم

    زانکه این جای دگر دارد و آن جای دگر

    گر به بت‌خانه‌ی چین نقش رخت بنگارند

    هرکه بیند، نکند میل تماشای دگر

    دل فرهنگ ز غم‌های جهان خون شده بود

    غم عشق آمد و افزود به غم‌های دگر

    وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر

    من به جای دگر افتادم و دل جای دگر

    یک دو روز دگر، از لطف به بالین من آی

    که من امروز دگر دارم و فردای دگر

    تو سیه چشم چو آئی به تماشای چمن

    نگذاری به ‌کسی چشم تماشای دگر

    ***********

    مه برون آمد جلگه مهتابه

    زیر نور ماه دلبرم خوابه

    ای نسیم روان بخش شب تو بیدارش کن

    اندکی از حال زار من خبردارش کن

    دلبری دارم خیلی طنازه

    سر تا به پایش عشوه و نازه

    با همه لطف و دلبری وفا نداره

    باغ من بی گل روی او صفا نداره

    تو ای رشک پری

    بی خبری

    زحال زارم

    که از دوریت ای

    آرام جان

    چه بیقرارم

    تو ای مه پیکر من

    پریشان اختر من

    اگر حال من بدانی

    از این فرقتم رهانی

    ***********

    از کفم رها، شد قرار دل

    نیست دست من، اختیار دل

    خون دل بریخت از دو چشم من

    خوشدلم از این، انتحار دل

    بعد ازین ضرر، ابلهم مگر

    خم کنم کمر زیر بار دل

  • سرو آزاد 

    آهنگساز و نوازنده کمانچه : آریا احتشامی 

    نوازنده تمبک : سعید احتشامی 

    به یاد زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان 

    هیچ واژه‌ای در توصیف بزرگی‌ات تاب ایستادن ندارد.

    تنها این را می‌دانم: عشق، بی نغمه‌های تو تهی‌ست از معنا.

    خوش‌اقبالم که در جهانی زیستم که نغمه‌هایت در آن جاری بود،

    و خوش‌تر از آن، آنکه گوش جان داشتم و توانستم آن صداها را بشنوم.

    تو را ندیدم، اما شور شیدایی‌ات، همچون آوازی دور، تا همیشه در من خواهد پیچید.

    میلادت فرخنده باد 🌷

    آریا احتشامی   

    .......

    ❗️ Allrights to the content of this video are reserved and is original.❗️

    #آریا_احتشامی #پرویز_مشکاتیان #میلاد #سرو #آزاد #گروه #عارف #موسیقی #کمانچه #تمبک

  • دوبیتی‌های باباطاهر – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان در دشتی

     

     

    خدایا دل ز مو بستان بزاری

    نمی‌آید ز مو بیمار داری

    نمیدونم لب لعلش به خونم

    چرا تشنه است با این آبداری

    *******

    دلی دیرم خریدار محبت

    کز او گرم است بازار محبت

    لباسی دوختم بر قامت دل

    زپود محنت و تار محبت

    *******

    درونها تیره شد باشد که از غیب

    چراغی برکند خلوت نشینی

    ثوابت باشد ای دارای خرمن

    اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

    *******

    غم عشقت بیابون پرورم کرد

    هوای بخت بی بال و پرم کرد

    به مو گفتی صبوری کن صبوری

    صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

    *******

    دل عاشق به پیغامی بسازد

    خمار آلوده با جامی بسازد

    مرا کیفیت چشم تو کافیست

    ریاضت کش به بادامی بسازد

    *******

    شبها زاشتیاقت در آتش فراقت

    سوز و گداز دارم

    حبیبم طبیبم خدا را تو کم کن جفا را

    سوز و گداز من ببین

    جفا مکن یار

    با من آشنا نشین

    صفا بکن یار

    *******

    خواهم که بر رویت هر دم زنم بوسه

    ترسم که مشغول کند بسی

    حال هرکسی

    چشم نرگست جانانه جانانه مستانه مستانه

    یک شب بیا منزل ما

    حل کن تو این مشکل ما

    ای دلبر خوشگل ما

    دردت به جان ما شد

    روح و روان ما شد

    *******

    فریاد من از فراق یارست

    و افغان من از غم نگارست

    خون جگرم ز فرقت تو

    از دیده روانه در کنارست

    درد دل من ز حد گذشتست

    جانم ز فراق بی‌قرارست

    کس را ز غم من آگهی نیست

    آوخ که جهان نه پایدارست

    سعدی چه کنی شکایت از دوست

    چون شادی و غم نه برقرارست

    *******

    دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من

    دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

    عشق تو در دل نهان شد

    دل زار و تن ناتوان شد

    رفتی چو تیر و کمان شد

    از بار غم پیکر من

    بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

    چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من

    میسوزم از اشتیاقت در آتشم از فراقت

    کانون من سینه من سودای من آذر من

    اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد

    آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

  • سرو روان - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان در شور 

    گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس

    زین چمن سایهٔ آن سروِ روان ما را بس

    من و همصحبتیِ اهلِ ریا دورَم باد

    از گرانانِ جهان، رَطلِ گران ما را بس

    قصرِ فردوس به پاداشِ عمل می‌بخشند

    ما که رندیم و گدا، دیرِ مُغان ما را بس

    بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین

    کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس

    نقدِ بازارِ جهان بِنگر و آزارِ جهان

    گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

    یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟

    دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس

    از درِ خویش خدا را به بهشتم مَفرست

    که سرِ کویِ تو از کون و مکان ما را بس

    ************

    تو دوری از برم دل در برم نیست

    هوای دیگری هم در سرم نیست

    به جان دلبرم که از هر دو عالم

    تمنای دگر جز دلبرم نیست

    ************

    نازار دلی را که تو جانش باشی

    معشوقه‌ی پیدا و نهانش باشی

    زان میترسم که از دل آزردن تو

    دل خون شود و تو در میانش باشی

    دانی که به دیدار تو چونم تشنه

    هر لحظه که بینمت فزونم تشنه

    من تشنه آن دو چشم مخمور توام

    عالم همه زین سبب به خونم تشنه